وقتي من صندلي ماشين دار شدم
روز يکشنبه اول مرداد که ماماني و بابايي خوشحال از مطب اشرفي بيرون اومده بودن چون چيز خاصي بهشون نگفته بود رفتن خ بهار و يه صندلي خوشگل ياسي بنفش براي دخملي خريدن شما انگار که سوار ماشين شاسي بلند شده بودي خوشحال شده بودي و راحت توي اون لم داده بودي ماماني و بابايي از اينکه شما اينقدر راحت بودي توش خيلي خوشحال بودن و مامي براي شما يه شيرموز خوشمزه خريد و ماماني وبابايي با خوردن فست فود يه حالي به خودشون دادن اين بود انشاي ماماني....... ...



